خرید بک لینک
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده استزندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده استهر نگاهی می تواند خلوتم را بشكندكوزهی تنهایی روحم سفالی تر شده استآخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آبماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده استگفت تا كی صبر باید كرد؟ گفتم چاره چیست؟!دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده استزندگی را خواب می دانستم اما بعد از آنتازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده استماهی كم طاقتم! یک روز دیگر صبر كنتنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است فاضل نظری

برچسب: آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:05

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد پریشان است گیسویی در این باد و پریشانترمسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذارکه این دیوانه تنها تکیهگاهش را نگه دارد به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد دلم را چشمهایش تیرباران کرد ، تسلیممبگویید آن کمانابرو سپاهش را نگه دارد سجاد سامانی

برچسب: به رسم صبر باید مرد آهش را نگه دارد,به رسم صبر بايد مرد اهش را نگه دارد, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:05

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت ...چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی ای نسیم بیقرار روزهای عاشقیهر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایه ی زلفِ کسی چون ابر بر دوزخ گذشتآتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی باد پیراهن کشید از دست گلها ناگهانعطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمتغنچهای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی کشتهای در پای خود دیدی یقین کردی منمسایهای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی فاضل نظری

برچسب: گمان, تویی,گمان, تویی فاضل نظری,گمان كردم تويي, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:05

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام شمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام طره از پیشانی ات بردار ای خورشیدکم! در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام در میان مردمان دنبال آدم گشته ام در میان کوهِ سوزن کاه را گم کرده ام زندگی بی عشق شطرنجی ست در خورد شکست در صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم حال می بینم که حتا چاه را گم کرده ام زندگی آنقدر هم درهم نبود و من فقط سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام … علیرضا بدیع

برچسب: گم کرده ام خود را,گم کرده ام در هیاهوی شهر,گم کرده ام تو را, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:05

به خدا حافظیِ تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشدلب تو میوه ی ممنوع، ولی لبهایمهر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشدبا چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهرهیچکس، هیچکس اینجا به تو مانند نشدهر کسی در دل من جای خودش را داردجانشین تو در این سینه خداوند نشدخواستند از تو بگویند شبی شاعرهاعاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!فاضل نظری

برچسب: ka makana alii,ka bar,ka chow, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:04

دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید گریه ام را بــــه حساب سفرم نگذارید دوست دارم که به پابوسی باران بروم آسمــان گفته کـــه پا روی پرم نگذارید این قدر آینه ها را به رخ من نکشید این قدر داغ جنــون بـر جگرم نگذارید چشمــی آبـــی تـر از آئینه گرفتارم کرد بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید آخـرین حرف من اینست زمینی نشوید فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید .... ! ناصر حامدی

برچسب: دوست دارم بروم سربه سرم نگذارید,دوست دارم بروم,دوست دارم بروم سر به سرم, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:04

بالم شكسته، از پرم چیزی نگویم از كوچِ پُر دردسرم چیزی نگویم طوفان سختی باغ مان را زیر و رو كرد از لاله های پرپرم چیزی نگویم حق می دهم نشناسی ام؛ اما برادر! از آنچه آمد بر سرم، چیزی نگویم وقت وداعِ آخرت، عالم به هم ریخت از شیون اهل حرم چیزی نگویم "آتش گرفتن" گر چه رسم و سنت ماست از دامن شعله ورم چیزی نگویم بگذار سر بسته بماند روضه هایم از ماجرای مَعجرم چیزی نگویم كم سو تر از چشمان من، چشمان زهراست از گریه های مادرم چیزی نگویم... وحید قاسمی

برچسب: امشب شب ملیکه ی دادار زینب است, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:04

از سوزِ تب، توانی به پیکر نداشتی فکری به غیر فاطمه در سر نداشتی یادِ خدیجه می کنی و آه می کشی یعنی که تاب دوریِ همسر نداشتی بعد از غدیر و توطئه هایِ منافقین دلشوره جز غریبی حیدر نداشتی میخواستی سفارش حقِ علی کنی امّا چه فایده که تو یاور نداشتی عمری برای اینکه هدایت شوند خلق در سینه غیر یک دلِ مضطر نداشتی وقتی صدایِ فاطمه آمد که سوختم در عرش میشنیدی و باور نداشتی رفتی از این دیار وَ اِلّا به یک نفس تابِ صدایِ نالۀ دختر نداشتی مسمار داغ بود و لب از سینه برنداشت آنجا مگر بهشت مُعطّر نداشتی پنجاه سالِ بعد مشخص شود چرا از روی سینه، جسمِ حسین بر نداشتی وقتی عدو محاسن او را گرفته بود از ره رسیدی... عمّامه بر سر نداشتی زینب نیابتاً ز تو، بوسید آن گلو زیرا که تابِ بوسۀ حنجر نداشتی قاسم نعمتی

برچسب: رسول عشق,رسول عشق و امید,رسول پویان آهنگ عشق, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:04

خوش به حال کسي که در صحنت ، زير باران اسير خواهد شد . .دارم از دوري تو مي ميرم ، دعوتم کن که دير خواهد شد . . از کُمِيت و فَرزدَق و دِعبِل ، تا همين شاعران امروزيهر عزيزي که شاعرت باشد ، شاعري بي نظير خواهد شد . . پادشاهان هميشه محتاجت ، "مهرباني" براي تو عادتهر گدايي که خادمت باشد ، در دو عالم امير خواهد شد . . چشم هايت نهايت درياست ، بس که جذابي و تماشاييروبروي نگاه آبي تو ، آسمان سر به زير خواهد شد . . با هزاران اميد آمده است ، تا بخواند غزل براي دلتاگر او را تو اعتنا نکني ، شاعري گوشه گير خواهد شد . .بيش از اين در توان شاعر نيست ، بايد اما دوباره بنويسمآن امامي که عاشق شعر است ، مگر از شعر سير خواهد شد . . محمد شريف

برچسب: دلم شکسته دلم را نمی خری آقا,شعر دلم شکسته دلم را نمی خری اقا, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:04

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست! فاضل نظری

برچسب: بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست,بي قرار توام و دردل تنگم گله هاست,شعر بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست, نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 19:04

صفحه بندی